سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
46
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
يا او را نزد شيرى انداخت بطورى كه امكان گريز از آن را نداشته باشد يا او را مبتلا به مارى نموده و مار او را نيشى زد كه كشنده باشد پس بواسطه آن مرد يا مارى را روى او انداخت و مار او را گزيد و به هلاكت رساند و يا وى را در چاهى كه ديگرى كنده انداخت به شرطى كه دافع به وجود آن چاه عالم و آگاه باشد كه در تمام اين صور جانى را قصاص بايد نمود . ولى اگر دافع از وجود چاه بىاطّلاع بود قصاصش نمىكنند . يا از روى ظلم و عدوان بر عليه او شهادت به امرى دهد كه موجب قصاص بوده و در نتيجه از او قصاص شود كه در اينجا شاهد زور را قصاص مىنمايند مگر آكه ولىّ مشهود له بداند كه شاهد در شهادتش تزوير نموده و معذلك امر قتل مشهود عليه را مباشرتا به عهده بگيرد كه در اين صورت شاهد را قصاص نكرده بلكه ولىّ را قصاص مىنمايند . شارح ( ره ) در دنبال [ او القاء الى اسد الخ ] مىفرماين : پس اگر شير مجنى عليه را بكشد ملقى و جانى را بايد قصاص نمود اعمّ از آنكه مجنى عليه را در جاى تنگ و مضيّقى نزد شير بياندازد يا در مكان فراخ و وسيعى همچون بيابان قرار دهد . و در تعقيب [ او طرحها عليه فنهشه فهلك ] مىافزايند : يا جانى بين مجنى عليه و مار در مكان تنگ و مضيّقى جمع كند كه در اين صورت نيز اگر مار مجنى عليه را گزيده و بكشد جانى را قصاص مىكنند چه آنكه جمع بين شخص و مار در مكان تنگ و ضيق از اسباب و اموريست كه غالبا به كشتن متهى مىشود . و در دنبال [ او دفعه فى بئر حفرها الغير ] مىفرماين :